بخوانید تا امام زمان را ببینید!

بخوانید تا امام زمان را ببینید!

 

کاروان "شناختنامه" قرآن، اینک در آستانه‌ی بلند سوره "حدید" ایستاده ‏است، منزلگاهی دیگر از پنجاه و ششمین وادی نور.

"حدید" به معنای آهن، مظهر استواری و منفعت رسانی به تمدنهای بشری است: َأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ.

مفسران برای آن تاویلهای گوناگونی بر شمرده اند؛ سلاح، امام، مصلح آخر الزمان و...(1)

شاید از این رو که "حدید" را در کنارقرآن، کتب آسمانی و میزان به عنوان سه نماد برجسته قانون، فرهنگ وعدالت یاد کرده است چه آنکه لازمه قانونمداری، فرهنگ محوری و عدالت گستری، مبارزه و جهاد است و مبارزه بدون سلاح استوار ممکن نیست.

فرودگاه این سوره مبارکه، مدینه منوره بوده است و سنگ بنای آن از 28 آیه، 534 واژه و 2376 حرف ساخته شده است.

در اهمیت تلاوت این سوره همین بس که پیامبر رحمت گستر، هر شب پیش از آن كه سر بر بالین خواب نهد، سور "مسبحات"(2) را تلاوت مى‏كرد و مى‏فرمود: انّ فیهن آیة افضل من الف آیة.(3) در این سوره، آیه‏اى است كه از هزار آیه برتر است.

سپهر دانش، حضرت باقر علیه السلام نیز در باره اش فرمود: من قرأ المسبحات كلّها قبل اَنْ ینام لم یمت حتى یُدرك القائم (ع)، و ان مات كان فى جوار رسول الله (ص)(4) كسى كه مسبحات را(سوره هایی که با تسبیح خداوند آغاز می شود) تلاوت كند، جهان را بدرود نخواهد گفت تا اینکه فیض محضرحضرت مهدى (ع) را درك کند، و اگر درك نکرد در سراى آخرت همسایه نیاى ارجمندش، پیامبر خدا خواهد بود.

سپرده گذاری با سود سرشار

غرض سوره، تحریک و تشویق مؤمنان به انفاق در راه خداوند تعالی است. این انفاق را قرض دادن به خداوند نام گذاری کرده است . خداوندی که بهترین مطلوب است و هرگز خلف وعده نمی کند ، وعده داده آن را برایشان چند برابر می کند به آنها اجر کریم و کثیر عطا می کند. این انفاق علامت تقوا و ایمان به رسول خدا- صلی الله علیه وآله -  ، و به دنبال آن مغفرت گناهان و آمدن رحمتی عظیم و نورانیتی ویژه است و ملحق شدن به صدیقین و شهدا در نزد پروردگار سبحان. در خلال آیات، معارف مربوط به مبدأ و معاد ، دعوت به تقوی ، اخلاص در ایمان و زهد و موعظه مطرح می گردد.

سوره ی مبارکه، با تسبیح خداوند سبحان و ذکر اسماء حسنای او شروع می شود زیرا موضوع سوره ، انفاق است و این مقدمه، پروردگار را از هرگونه شائبه نقص و نیاز، مبّرا می سازد.(5) 

در روایتی دیگر آمده که:

چون خداوند مى‏دانست كه در آخر الزمان افرادى عمیق و ژرف اندیش پدید خواهند آمد سوره قل هو الله احد و آیاتى از این سوره را (از اول تا آیه 6) نازل كرد.(6)

توصیف دنیا از زبان سوره ی مبارکه حدید

 

«اعلموا أنّما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال  الاولاد»(2) لعب، کاری منظم برای دستیابی به یک هدف خیالی مانند بازی کودکان است. لهو، چیزی است که انسان را از کار اصلی اش باز می دارد. زینت، اضافه کردن یک شیی مرغوب و زیبا به دیگری است تا آن دیگری را زیبا جلوه دهد. تفاخر، مباهات به حسب و نسب  و تکاثر، کثرت طلبی در مال و فرزند است. حیات دنیا یک زندگی زودگذر ناپایدار و سرابی است باطل، که از این پنج خصلت خالی نیست  لعب، لهو، زینت، تفاخر و تکاثر . این امور که همگی یا برخی مورد تمایل و علاقه انسانند، اموری هستند وهمی و سرابی و ناپایدار که برای انسان باقی نخواهند ماند و هیچ یک موجب کمال نفسانی یا خیر حقیقتی برای انسان نمی شوند.از شیخ بهایی -رحمه الله- نقل شده است : این پنج خصلت برحسب مراتب پنج گانه عمر انسان و مراحل زندگانی او ترتیب یافته اند. انسان در ابتدای عمر به بازی حرص دارد. در سنین نوجوانی به لهو و در جوانی به زینتها از جمله لباس فاخر ، مرکب سواری ارزشمند ، خانه های مجلل و حسن و جمال . در میانسالی مشغول به فخر فروشی به حسب و نسب و در کهنسالی به مال و ولد.

«کمثل غیثٍ اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرّاً ثم یکون حطاماً»مثل حیات دنیا در شادیهای نشاط آورش مانند بارانی است که کشاورز را شگفت زده کرده و زمین را سرسبز می کند. کشت او رشد کرده، به زما ن درو نزدیک می شود اما خشک شده و باد آن را با خود می برد و هیچ محصولی به جای نمی ماند. درخت دنیا برای احدی میوه نمی دهد.«و ماالحیوة الدنیا إلاّ متاع الغرور» دنیا فقط کالای غرور و فریب است.  

پی‌نوشت‌ها__________

1. مرآة الانوار، ص 124.

2. مسبحات سوره‏هایى است كه با "سبح" یا "یسبّح" آغاز می شود و آن 6 سوره است:1- سوره حدید 2- سوره حشر 3- سوره صف 4- سوره جمعه 5- سوره تغابن 6- سوره سبّح باسم ربّك الاعلى.

3. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 195

4. همان

5. المیزان، ج 19 ص ص150-151

6. همان،ص 168

7. حدید:57/20

8. المیزان ج 19ص170-171

 

 


سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت می‌شوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز می‌نماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده كه در حرم‌های مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .

شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر می‌برند اما دلیل نمی‌شود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راه‌های ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه می‌خوانیم و چه می‌گوییم.

یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز می‌شود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..."(1) كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .

در فرازی از این زیارت می‌خوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، ‌عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛‌ خدایا من باز تجدید می‌كنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.

در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن می‌رسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم،‌ معانی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.

عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.

بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت می‌باشد.  (2)

پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:

عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)

عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)

بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبه‌ی اخلاص و پیروی خالصانه)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مفاتیح الجنان، ص 813.

2- فرهنگ فارسی دكتر محمد معین.

       

بهار واقعی ......

 

 

 

مدت زيادی از حال و هوای آن روزها نمی گذرد. روز هايی که تمام لحظاتش

را به فکر فرو می رفتم و در درونم سوالات بی پاسخی، می يافتم که هر

 روز تعدادشان افزوده می شد.

نمی دانم از آن لحظات چه به خاطر داری؟ از آن خيابان های مملو

 از جمعيت، از آن همه ازدحام و شلوغی، همهمه و اشتياق.

تلاش و پشتکار اطرافيان را می ديدی؟ با اشتياق خود را آماده می ساختند

 و هر چه داشتند آراسته می کردند و بی صبرانه منتظر بودند و يک ديگر

 را برای رسيدن آن لحظه مشتاق تر می ساختند و سر انجام آن لحظه

از راه رسيد. لحظه ای که به همراهش بهار را به ارمغان آورد. بهاری

که با خود طراوت و زيبايی، سبزی و خرمی را به همراه داشت و طبيعت

 مرده را جانی دوباره بخشيد و تازگی و لطافتش را بازگردانيد.

آری، بهاری که طبيعت مرده را زنده ساخت ولی جان های خسته  و

 فرسوده ی انسان ها را رونقی نبخشيد!

آيا تا به حال شده، سراغی از «بهار واقعی» بگيريم؟ بهاری که از او

به ربيع الانام و نضرة الايام ياد شده است، آيا تا به حال شده به

 دنبال احياگر جان های فرسوده مان باشيم؟ چقدر برای انتظاراو،خانه ی

 دلمان راغبار روبی کرده ايم وديگران را به اين کار مشتاق ساخته ايم؟

آيا شورواشتياقی که برای آمدن بهار طبيعت درما ريشه دوانده جايی برای

کاشتن بذرعلاقه به بهار واقعی گذاشته است؟

خوشا براحوال کسانی که بهارطبيعت آنان رامتوجه بهاردل ها که وجود

مقدس امام زمان عليه السلام است ساخته وهمواره با چشمان

منتظرشان آمدن بهارواقعی راانتظارمی کشندودعا برای آمدنش رازمزمه

 می کنند تاکه ازراه رسدوتمام دنيارا زنده گرداندواين پاييزوزمستان راازسراسر

 گيتی برچيند وزندگی بهاری را برای همه ی موجودات به ارمغان آرد.  

درس نامه انتظار

 

 

 

مگر امام زمان ندارید؟

شبی از شب ها، قصد کردم برای تجدید وضو بيرون بروم، از حجره که بيرون آمدم و وارد صحن امير المومنين عليه السلام شدم در حین وضو گرفتن ناگهان متوجه سياهی شدم و به قدری محو آن شدم که به دنبال آن سياهی راه افتادم که ببينم چيست؟ نزديک تر رفتم ديدم شخصی است که چون به رواق امير المومنين عليه السلام نزديک شد در رواق برايش باز شد. دقّت کردم ، ديدم استادم مقدس اردبيلی است. در مقابل حرم ايستاد و گفت: ((اسلام عليک يا ابا الحسن يا امير المومنين)) همان بيرون ايستادم بعد از لحظاتی  ديدم که استاد شتابان به سمت در خروجی صحن به راه افتادند و مسير مسجد کوفه را پيش گرفتند و پس از لحظاتی به سمت نجف به راه افتادند. ناگهان در راه سرفه ام گرفت. مقدس اردبيلی متوجه شد و گفت: کيستی که اين موقع شب مرا تعقيب می کنی؟ ترسيدم و گفتم: فدايت شوم من شاگرد ت امير علّام هستم. ايشان گفت: چرا اين موقع شب مرا تعقيب می کنی؟

گفتم: شما را به امير المومنين سوگند می دهم که بگوييد امشب بر شما چه گذشت؟ گفت: باشد ولی تا زمانی که من زنده هستم اين راز را برای کسی باز گو مکن. قبول کردم و او ادامه داد: مدت ها بود که من در مورد يک مسئله ی علمی با مشکلی مواجه شدم و مداوم از اين کتاب به آن کتاب می گشتم ناگهان به خودم آمدم و با خود گفتم: وقتی تو در کنار اقيانوس بی کران علم امير المومنين  عليه السلام هستی تشنگی معنايی ندارد.

بلند شو، برو، حاجتت را از او بخواه، به سمت حرم حرکت کردم ديدم که د رها برايم باز شد متوجه شدم که اجازه ی ورود دارم، در مقابل حرم ايستادم عرض ادب کردم و سلام دادم، جواب سلامم را دادند.

بعد مشکل خود را باز گو کردم، امير المومنين عليه السلام در پاسخ فرمودند: مگر شما امام زمان نداريد؟ چرا در مشکلات خود به او مراجعه نمی کنيد؟

سپس فرمودند: برو به مسجد کوفه، هم اکنون فرزندم مهدی عليه السلام در آنجا است برو و حاجت خود را از او بخواه.

شتابان به سمت مسجد کوفه رفتم وقتی وارد مسجد شدم ديدم که مولايم حضرت مهدی عليه السلام در حال نمازند. بهت زده در مقابل مولايم نشستم بعد از سلام نمازشان عرض کردم ((السلام عليک يا بقيه ا.. فی ارضه)) و حضرت جواب سلامم را دادند  وپاسخ آن مسا ئل را نيز دادند.

 بياييم اندکی تامل کنيم که ما چقدر در زندگی مان و در مسا ئل و مشکلات خود به امام زمانمان که زنده و حاضر است رجوع می کنيم و چقدر به فرمايش حضرت علی عليه السلام که به ما سفارش کرده برای حل مشکلمان  امام زمان عليه السلام رجوع کنيم، عمل می کنيم.

مرا دریاب

 

در فراسوي ابرهاي خيال

                             توراجستجو مي كنم

                                                     تا حقيقت راازتو بياموزم

درالتهاب هاي كوچه وبيابان

                                تورامي جويم

                                               تانسيم نوازشت راحس كنم

در ميان گل هاي اقاقي

                          به دنبال حضور

                                            هميشه سبز تو مي گردم

تاتورا بادريايي از

                   محبت ويكرنگي بيابم           

                                         توراكه هميشه به دنبال پهنه اي ازصداقت مي گردي و

 

مرا هم با خود تا انتهاي سعادت

                                      رهنمون مي سازي

                                                           اي همدم تنهايي هايم

مرا درياب كه درمنجلاب خشم

                                    گرفتار شده ام

                                                    گرفتار ريسمان غضب شده ام  مرا در ياب!