اعتراف باب به حقايق

ميرزا عليمحمد شيرازي معروف به باب يكي از اين افراد است . او نخستين رهبر بابيه و بهائيه و نيز اولين مدعي است در اين فرقه ، كه به وجودو زندگي حضرت وليعصر عج اعتراف مي كند .

خوب توجه كنيد :

« در نخستين كتابي كه در تفسير سوره يوسف مرقوم نموده در جميع مواضع آن خطاب هايي به آن شخص غائب كه از اومستفيد و مستفيض بوده نموده و استمداد در تمهيد مباني خويش جسته و تمناي فداي جان در سبيل محبتش نموده ازجمله اين عبارت است :

« يا بَقِيَةَ اللهِ قَد فَدَيتُ بِكُلّي لَكَ وَ رَضَيتُ السَّبَّ في سَبيلِكَ وَ ما تَمَنَّيتُ اِ لَّا القَتلَ في مَحَبَّتِكَ وَ كَفيَ بِاللهِ مُعتَصِماً قَديماً »

اين باب است كه آرزو مي كند : « اي بقيه الله سراپاي وجودم ، فداي تو باد ، خرسندم كه در راه تو دشنام بشنوم و تمنائي جز اينكه در راه محبت تو كشته شوم ندارم...».

اين اعتراف را عباس عبدالبهاء فرزند ميرزا حسينعلي (بهاءالله ) در كتاب مقاله شخصي سياح (صفحه3و4) كه در تفصيل قضيه باب نوشته است آورده ، و نيز كتاب ايام تسعه (نشرسوم صفحه 168) و كتاب ايقان (199صفحه اي – صفحه180) ، آرزوي باب را به فداكردن جانش در راه حضرت بقيه الله تصريح كرده است .