پاهایم به انتظار توست اما گاهی راه راگم میکند  وبیراهه می رود

دستهایم به انتظار توست تا دست بیعت با تو دهد اما گاهی دست بر قلم خطا می زند

چشمهایم به انظار توست تا چشم در چشم زیبای تو باز کند اما گاهی به گناه آلوده می شود

مولای غریبم! زودتر بیا ومرا از این انتظار طو لانی نجات بده دوست دارم به انتظار تو بیایم و قلبم را فرش راهت کنم.